on line problem solving
کامپيوتر : حل مسئله بطور درون خطى
کلمات مشابه

on line storage
کامپيوتر : حافظه درون خطى

on line system
کامپيوتر : سيستم درون خطى

on loan
قانون ـ فقه : به عنوان قرض

on monday
(در )روز دوشنبه

on monday at latest
منتهى تا دوشنبه

on more
بار ديگر،دوباره

on my own account
بحساب خودم ،بابت خودم

on no account
بهيچوجه ،اصلا،بهيچ دليل

on no consideration
بهيچ وجه ،بهيچ جهت

on occasion
هنگام لزوم ،لدى الاقتضا،هر وقت موقعيت داشته باشد

on of
پياده ،درجنبش

on off switch
گزينه قطع و وصل

on old woman past sixty
پيرزنى بيش از شصت سال داشت

on one hand
ازيکسو،ازطرفى ،ازيک طرف

on one occasion
دريک موقع ،در يک وهله

معنی on line problem solving به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی