on board regulation
کامپيوتر : تنظيمى که در ان هر برد داخل يک سيستم تنظيم کننده ولتاژ خاص خود را دارد
کلمات مشابه

on board spares
علوم نظامى : قطعات تعميراتى موجود در روى يک ناو قطعات موجود در انبار

on both sides
در هر دو طرف

on cash basis
بازرگانى : نقدا"

on charge of
قانون ـ فقه : به اتهام

on commission
بطورحق العمل کارى

on consignment
بازرگانى : بصورت امانى

on credit
(بطور )نسيه ،پسادست

on demand
عندالمطالبه

on dit
شايعه

on drive
ورزش : ضربه بسمت توپزن

on duty
سر خدم

on edge
مشتاق ،بى صبر

on end
راست ،عمودى ،پيوسته

on fire
درحريق ،سوزان ،مشتعل ،درتاب وتب ،مشتاق

on foot
پاي پياده , پياده پا

معنی on board regulation به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی