notionally
نظرا"،بطور موهوم
کلمات مشابه

notobranchiate
در باب ماهيانى گفته ميشود،که نفس کش انها در روى پشت انها است

notochord
نخستين محور تيره پشت ،ميله غضروفى که در پشت جانوران است

notonecta
بر پشت شنا کنندگان

notorema
جنس وزغ کيسه دار

notoriety
معروفيت

notorious
متجاهر , انگشت نما

notoriously
علانيتا

notron utilities
کامپيوتر : مجموعه اى از برنامه هاى کوچک که براى ساده کردن عمليات کامپيوترى طراحى گرديده است

notus
باد جنوب

notwithstanding
باوجود اينکه ،على رغم ،باوجود،بدون توجه

nougat
نان بادامي

nought
)=naught(عدم ،هيچ

noughts and crosses
يکجور دوز بازى که نشانهاى صفرو چليپادران بکارميرود

noumenal
وابسته به معنويات و خدايان

noumenon
فلسفه کانت

معنی notionally به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی