norse
اهل اسکانديناوى ،مربوط به اسکانديناوى
کلمات مشابه

Norseman
اسکانديناوي باستاني

north
شمال

North Africa
افريقاي شمالي , آفريقاي شمالي

North Atlantic
آتلانتيک شمالي

north britain
اسکاتلند

north briton
اسکاتلندى

north by cast
ميان شمال و شمال شرقى

north circle
نجوم : دايره شمالگان

north country
انگلستان شمالى

north east
شمال شرق ،شمال شرقى ،در شمال خاور

north easter
باد شمال خاور

north easterly
شمال شرقى ،وابسته بشمال خاور،درشمال خاور

North Korea
کره شمالي

north light roof
معمارى : بام شمال نور

north north east
ميان شمال و شمال خاور

معنی norse به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی