kingmaker
سلطان ساز،کسى که درانتخاب پادشاه يا رئيس موثر است
کلمات مشابه

kings
سلاطين

kings palace
کاخ پادشاه ،قصر پادشاه

kingship
شاهي , مقام سلطنت

kink
فرريز , گره انداختن , گره خوردن

kinked demand curve
بازرگانى : و اگر فروشنده قيمت کالا را کاهش دهد فروش وى بيشتر نخواهد شد زيرا ساير فروشندگان قيمت خود را پائين اورده و از کاهش قيمت تبعيت ميکنند.

kinkly
تاب دار،پيچدار،گره دار

kinky
پيچ خورده ،گره خورده ،موى وزکرده ،فرفرى

kinless
بيکس

kinnaper
)kidnapper(ادم دزد،دزدانسان ،بچه دزد

kinnikinic
()kinnikinnick(گ.ش).برگ وپوست گياهانى که سرخ پوستان امريکايى باتنباکوبکار ميبرند

kinnikinnic
برگ وپوست برخى گياهان که هندى هاى امريکايى بجاى تنباکوبکارميبرند

kinnikinnick
()kinnikinic(گ.ش).برگ وپوست گياهانى که سرخ پوستان امريکايى باتنباکوبکار ميبرند

kino
شيره يکجورگياه که ماننداست بکات هندى ودرداروسازى و....بکارميرود

kinology
جنبش شناسى

kinsfolk
خويشاوندان ،قوم و خويشان

معنی kingmaker به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی