justicing
دادرسى ،احقاق حق
کلمات مشابه

justifiability
جواز شرعي

justifiable
توجيه پذير

justifiably
بطور قابل تصديق ،بطور قابل تبرئه

justification
هم ترازي , توجيه

justificatory
اثبات کننده ،توجيه اميز،مويد،مثبت

justificatory conditions
قانون ـ فقه : عوامل موجهه

justified
مصلحتآميز , هم تراز

justifier
توجيه کننده

justify
توجيه کردن

justly
انصافاً , الحق , حقا

justness
درستى ،صحت ،حقانيت ،عدالت ،حق بودن

jut
پيش رفتن ،پيشرفتگى داشتن ،جلو رفتن( بيشتر با out يا مانندان بکارميرود)،پيش رفتگى ،پيش امدگى

jute
(گ.ش ).جوت ،کنف هندى ،الياف کنف که براى گونى بافى بکار ميرود،(با حرف بزرگ )طايفه اى از مردم سفلاى المان

jute heart
علوم دريايى : مغزى کنفى

jutland
ژوتلاند،شبه جزيره دانمارک

معنی justicing به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی