irreligionist
بيدين ،کسيکه بمسائل دينى اعتنائى ندارد
کلمات مشابه

irreligious
بدآئين , بي ديانت , بدکيش , هر هري , بد کيش , لامذهب , از دين برگشته , بي دين , بدمذهب

irreligiously
ازروى بى دينى

irreligous
لامذهب

irremeable
بر نگشتنى ،بطور غير قابل برگشت ،برگشت نا پذير

irremediable
چاره ناپذير , علاج ناپذير

irremediableness
چاره ناپذيرى ،علاج ناپذيرى ،لاعلاجى

irremediably
بطور چاره ناپذير

irremissibility
بخشش ناپذيرى ،الزام ( اورى)

irremissible
نبخشيدنى ،بخشش ناپذير،غير قابل عفو،اغماض ناپذير،الزام اور

irremissibly
بطور بخشش ناپذير،چنانکه نتوان بخشيديا اغماض کرد،بطورالزام اور

irremovability
غير قابل عزل بودن ،حالت چيزى يا کسى که از جاى خود برداشته نشود

irremovable
برداشتهنشدني

irremovably
بطور عزل ناپذير،بطور غير قابل انتقال

irreparable
جبران ناپذير , بي کفاره , خوب نشدني , مرمت ناپذير

irreparableness
جبران ناپذيرى

معنی irreligionist به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی