interrogator-responsor
الکترونيک : دستگاه پرسش - پاسخ
کلمات مشابه

interrupt
ايجاد وقفه

interrupt a connection
علوم مهندسى : قطع شدن يک اتصال

interrupt condition
وضعيت وقفه

interrupt driven
کامپيوتر : وقفه گرا

interrupt handler
کامپيوتر : گرداننده وقفه

interrupt serrice routine
کامپيوتر : روال سرويس وقفه

interrupt vector
کامپيوتر : بردار وقفه

interrupted
مقطوع , مقطع , منقطع

interrupted quick flashing light
(چراغ)

interrupted task
روانشناسى : تکليف ناتمام

interruptedly
بطور گسيخته ،بطور غير مسلسل

interrupter arm
الکترونيک : اهرم پلاتين

interrupter cam
الکترونيک : بادامک پلاتين

interrupter gap
الکترونيک : دهانه پلاتين

interrupter spring
الکترونيک : فنر پلاتين

معنی interrogator-responsor به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی