impracticable
غير عملي
کلمات مشابه

impracticably
بطور غيرعملى

impractical
اجرا نشدنيء , اجراء نشدني

imprecate
لعنت کردن ،نفرين کردن ،التماس کردن

imprecation
لعن ،نفرين ،تضرع

imprecatory
نفرين اميز،لعنت اميز

imprecise
غير صريح , غير دقيق

imprecision
عدم دقت ،نا درستى ،عدم صراحت ،بى صراحتى

impregnability
استواري , آبستن نشدني

impregnable
غير قابل تسخير،رسوخ ناپذير

impregnably
بطور غير قابل تسخير

impregnant
اشباع شده ،ابستن کننده

impregnate
باردار کردن , آبستن کردن , لقاح کردن

impregnated cloth
الکترونيک : پارچه اغشته

impregnating
آبستن کننده

impregnation
لقاح , آبستنسازي , القاح , تلقيح

معنی impracticable به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی