impellor
وادار کننده
کلمات مشابه

impemitently
بدون ابراز پشيمانى ،با اصرار در گناه کارى

impend
مشرف بودن ،اويزان کردن ،در شرف وقوع بودن ،محتمل الوقوع بودن

impendence
مشرف بودن

impendent
قريب الوقوع ،تهديد کننده ،اويزان

impending
قريب الوقوع

impenetrability
نفوذ ناپذيرى

impenetrable
نفوذ نکردني , نفوذ ناپذير , سوراخ نشدني , درک نکردني , حلول ناپذير , رسوخ ناپذير

impenetrableness
سرايت ناپذيرى ،خلول ناپذيرى ،سختى ،خاصيت عدم تداخل

impenetrably
بطور غيرقابل نفوذ

impenetrate
نفوذ کردن در

impenitence
عدمتوبه , توبه ناپزيري

impenitent
ناپشيمان , توبه ناپذير

impenitently
بدون اضهار پشيمانى ،با لجاجت در گناه کارى

impennate
داراى بالهاى رشد نکرده

imperative
امري

معنی impellor به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی