hypostatic(al)
اساسى ،اصلى - فرضى ، (طب ) ناشى از ته نشينى ( خون) ،اقنومى
کلمات مشابه

hypostatize
تبديل بماده کردن ،جسميت دادن به

hypostatize or -size
ذات جدا دانستن ،شخصيت دادن به ،مسلم فرض کردن

hypostyle
ستون دار

hypotaxis
(د ).رابطه ترکيبى يا صرف ونحوى کلمه اصلى با مشتقاتش( کلمه مخالف)parataxis

hypotension
(طب )فشار خيلى ضعيف وغير عادى رگها،فشار خون خيلى پايين

hypothalamus
روانشناسى : هيپوتالاموس

hypothec
رهن ،گرو

hypothecate
رهن گذاردن

hypothecation
گرو گذارى ،رهن گذارى

hypothecator
رهن گذارنده

hypothenuse
زه ،وتر

hypothermal
نسبتا گرم

hypothesis
نهشته , قضيه فرضي , فرض , فرضيه , برانگاشت

hypothesis testing
روانشناسى : فرضيه ازمايى

hypothesize
بر انگاشتن

معنی hypostatic(al) به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی