high priest
کاهن اعظم
کلمات مشابه

high proof spirit
عرق سنگين

high rank
علو مقام , بلند پايه

high ranking
عالي رتبه

high ranking official
صاحب منصب

high rate discharge
الکترونيک : تخليه شديد

high resolution
کامپيوتر : وضوح بالا

high resolution bit mapped display
کامپيوتر : تکنيک نمايش يک مکان واحد حافظه براى کنترل يک نقطه نورانى مشخص روى صفحه نمايش

high rise block
معمارى : ساختمان بلند

high risk
ریسک بالا

high risk serum screen
صفحه نمایش سرم در معرض خطر

high run
ورزش : حداکثر امتياز در يک دور بيليارد

high school
دبستان , دبيرستان , مدرسه متوسطه

high sounding
عوام فريب

high speed
پر سرعت

high speed printer
کامپيوتر : چاپگر سريع

معنی high priest به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی