head board
تخته اى که در انتهاى فوقانى چيزى گ ذارند
کلمات مشابه

head butler
سرپيشخدمت

head butt
ورزش : با سر به حريف زدن

head chef
سر آشپز

head cleaning device
کامپيوتر : وسيله هد پاک کن

head coach
ورزش : سرمربى

head cold
(طب )سرماخوردگى معمولى ،زکام ،نزله

head covering
مغرف

head dip
ورزش : نشستن روى تخته موج و فروبردن سر به موج

head down
ورزش : دور کردن قسمت جلوى قايق از باد

head first
باکله ،سربجلو،از سر،سراسيمه

head groom
ميرآخور

head hunt
بريدن سردشمن وبردن ان بعنوان غنيمت ونشانه پيروزى

head injury
روانشناسى : اسيب سر

head judge
سرحکم

head lamp
علوم دريايى : چراغ پيشانى

معنی head board به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی