he saw me
او مرا ديد
کلمات مشابه

he says (that)he will not go
ميگويد( ک ه ) نخواهم رفت

he says i do not know
ميگويد نميدانم

he says what he means
مقصودخودراصريحابيان مى کند

he scorns to lie (or lying)
از دروغ گفتن عاردارد

he seeks my life
در صد د گرفتن من است

he seeks rest but finds none
ارامش ميجويدولى( هيچ ) نمى يابد

he seems to be tired
خسته مينمايد،خسته بنظر ميرسد،بنظرميايدکه خسته است

he seems to have died
ظاهرامرده است ،از قرارمعلوم مرده است

he seized upon the chance
فرصت راغنيمت شمرد،از موقع استفاده کرد

he sent me a wire
تلگرافى براى من فرستاد،تلگرافى بمن مخابره کرد

he set out for the village
سوى ده رهسپار گرديد،عازم ده شد

he shall go
خواهد رفت( يعنى بايد برود)

he should better to led than
بايد اورا دلالت کرد زور فايده ندارد

he showed me kindness
با من مهربانى کرد،ابراز محبت نسبت به من نمود

he sided with us
طرفدارى از ما کرد

معنی he saw me به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی