hard-fisted
خسيس ،جوکى
کلمات مشابه

hard-headed
مردمنطقى ،مردعملى

hard-heartedly
بيرحمانه ،از روى سخت دلى

hard-heartedness
سنگدلى ،قساوت

hard-laid
علوم دريايى : سفت تابيده

hard-working
کارکن , پرکاري , سخت کوش , زحمتکش

harden
محکم شدن , بادوام نمودن , سفت کردن , مشکل کردن , ماسيدن , سخت شدن , سخت کردن

hardenable
علوم مهندسى : سخت شونده

hardened
معمارى : سخت شده

hardened battery plate
الکترونيک : صفحه باترى سخت

hardened case
علوم مهندسى : لايه سخت شده

hardening
تصلب

hardening and temper
علوم مهندسى : بهتر کردن تشويه ى فولاد

hardening constituent
علوم مهندسى : جزء سخت گردانى

hardening crake
علوم مهندسى : ترک سخت گردانى

hardening distortion
علوم مهندسى : شکستگى سخت گردانى

معنی hard-fisted به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی