hamshackle
سروپا( ى اسب ) رابهم بستن
کلمات مشابه

Hamshahri
همشهري

hamster
(ج.ش ).موش بزرگ)Cricetus(

hamstring
(تش ).زردپى طرفين حفره پشت زانو،عضلات عقب ران ،زردپى ،زانوى کسيرا بريدن ،فلج کردن

hamstring pull
ورزش : کشيدگى عضله پشت ران

hamulus
قلاب کوچک

Hamze
حمزه

Han Dun Nunh
هان دونگ نانگ

Hanan Ghashravi
حنان قشراوي

hand
يک وجب , عقربک , چنگ , عقربه , آويزان شدن , دست

hand advance
الکترونيک : ميزان کردن دستى

hand and foot
کاملا،کلا،تماما

hand and glove
)hand in glove(خيلى صميمى ،خيلى نزديک ،دوست يک دل ويکزبان ،دوست همراز

hand anvil
سندان چه

hand augger
معمارى : مته دستى

hand bag
کيف سفرى ،کيف دستى خانم ها

معنی hamshackle به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی