glockenspiel
سنتور
کلمات مشابه

glom
ربودن ،برداشتن ،نگريستن

glom on to
(ز.ع ).تصرف کردن ،کش رفتن

glomerate
conglomerate(، )agglomerateاختلاط،کلوخه شده

glomeration
اختلاط،توده شدن

glomerulate
کلاله اى ،خوشه اى ،تنظيم شده در خوشه هاى کوچک

glomerule
گلوله رگ , گلومرول

gloom
عبوس بودن

gloomily
بطور تيره ،با دلتنگى

gloominess
تيرگى ،دلتنگى

glooming
پکر کننده

gloomingly
با اخم يا سيماى تيره

Gloomy
تیره تار ، تاریکی

Gloomy
تیره تار ، تاریکی

gloomy
منحوس , مکدر , افسرده , پکر , غم افزا , خفه , تيره , گرفته

gloria
حمد،تسبيح ،تمجيد،حلقه نور

معنی glockenspiel به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی