girl
صبيه , دختر , بنت
کلمات مشابه

girl friday
معاون زن

girl guide
(انگليس )عضو پيشاهنگى دختران ،دختر پيشاهنگ

girl guides
دختران يشاهنگ

girlfriend
معشوقه

girlhood
دخترى

girlie
)girly(دختر،دختر وار،دخترانه ،غيربالغ ،خام و بچگانه

girlish
دختروار , دختر وار

girlishly
دخترانه ،دختروار

girlishness
حرکات يا حالات دخترانه

girls
بنات , صبايا

girls guides
پيشاهنگى دختران

girly
دخترانه , غير بالغ

girth
قطر شکم , ابعاد

gisarme
نوعى تبر جنگى ،تبر زين

Gissen
گيسن

معنی girl به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی