generally
عموما , بطور اعم , معمولا , روي هم رفته
کلمات مشابه

generalship
سرتيپي , سرلشکري , علم لشکرکشي

generated error
خطاى توليد شده

generated heat
علوم مهندسى : گرماى توليد شده

generated traffic
معمارى : شد امد ايجادى

generating function
تابع مولد،تابع زاينده

generating set
علوم مهندسى : دستگاه مولد برق

generating tone
روانشناسى : صوت مولد

generating tool
علوم مهندسى : ابزار توليد

generation
نسل , ذريه , توليد , زاد

generation after generation
پشت در پشت

generation data set
کامپيوتر : مجموعه داده هاى توليدى

generation gap
روانشناسى : شکاف نسلها

generation of current
علوم مهندسى : توليد جريان

generation of oscillations
علوم مهندسى : توليد نوسان

generative
توليدي , نسلي

معنی generally به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی