frankfurter
frankfort(،frankfurt، )=frankforterکالباس يا روده پرکرده از گوشت گاو،سوسيس
کلمات مشابه

frankincense
(گ.ش ).کندر،بوته کندر،درخت کندر سرخ ،کندر هندى ،درخت مرمکى

frankish
فرنگى

franklin
فرد ازاده ،ملاک ازاداز طبقه سوم( در سده هاى 14 و 15 ميلادى)،طبقه متوسط اجتماع

franklin stove
بخارى اختراعى فرانکلين

frankly
بي رودربايستي , آشکارا , پوست کنده , صراحتا , بالصراحه

frankness
رک گوئي

frankpledge
قديم انگلستان

frantic
ديوانه وار

frantically
ديوانه وار

franticness
ازجادر رفتگى ،ديوانگى ،برافروختگى ،شدت خشم

frap
(درکشتى گيرى )سفت بستن ،سفت کشيدن ،محکم بستن ،ضرب زدن ،کوبيدن

frapping awning
علوم دريايى : باد نگير کردن چادر

frapping lines
علوم نظامى : طناب تعادل کمکى ناو

frass
گه کرم نوزاد،گه موريانه ومانندان

frater
سفره خانه ،ناهارخورى

معنی frankfurter به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی