fractious
زود رنج
کلمات مشابه

fractiously
خودسرانه ،ازروى سرکشى ،عبوسانه ،ازروى کج خلقى

fractiousness
سرکشى ،خودسرى ،کج خلقى ،بدخويى

fracto-cumulus
علوم هوايى : ابرهاى ناهموار کومولوس که در انها تکه هاى مختلف تغييرات پيوسته اى را نشان ميدهد

fracto-stratus
علوم هوايى : ابرهاى تکه تکه و نامنظم استراتوس

fracturable
قابل شکست ،قابل انکسار

fractural
مربوط به شکستگى استخوان

fracture
شکستگي , شکست , سکستگي

fradulent bankruptcy
قانون ـ فقه : ورشکستگى به تقلب

frae
)=from(از،بواسطه ،مطابق

fraenum
بند

fragile
شکننده , شکستني , ترد , زودشکن

Fragile
شکستنی

Fragile
شکستنی

fragilely
بطور شکننده ،به نازکى

fragility
زودشکني , تردي , شکنندگي

معنی fractious به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی