formyl
اصل جوهر مورچه
کلمات مشابه

fornacis
نجوم : کوره

fornicate
طاقي شکل , قوسي شکل , خانم بازي کردن

fornication
خانم بازي , فسق

fornicator
قانون ـ فقه : زانى

fornicatress
جنده ،زانيه

forntiersman
سرحد نشين

forrader
)=forrarder(جلوتر،پيشتر

forrarder
)=forrader(جلوتر،پيشتر

forsaken
واگذاشتن ،ول کردن ،ترک کردن ،ترک گفتن ،دست کشيدن از

forsighredness
عاقبتانديشي

forsook
واگذاشت ،ول کرد،ترک گفت ،ترک کرد

forsooth
براستى ،الحق ،قطعا،بتحقيق ،درحقيقت

forspent
فرسوده ،خالى ،تهى

forswore
(با سوگند ) رد کرد، (با سوگند ) انکار کرد،انکار کرد،پيمان شکنى کرد

forsworn
سوگند دروغ ياد کرده

معنی formyl به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی