formulary
کتاب نماز
کلمات مشابه

formulism
رعايت کامل فرمول يا قاعده ،فرمول دوستى ،قاعده ،فرمول)

formulization
فرمول سازي

formulize
)=formulate(بصورت فرمول دراوردن

formwork at cirved section
عمران : قالب بندى در سطوح منحنى

formwork exposed
عمران : قالب بندى سطوح مرئى

formwork unexposed
عمران : قالب بندى سطوح نامرئى

formwork with vacuum chambers
عمران : قالب بندى با خلاء

formyl
اصل جوهر مورچه

fornacis
نجوم : کوره

fornicate
طاقي شکل , قوسي شکل , خانم بازي کردن

fornication
خانم بازي , فسق

fornicator
قانون ـ فقه : زانى

fornicatress
جنده ،زانيه

forntiersman
سرحد نشين

forrader
)=forrarder(جلوتر،پيشتر

معنی formulary به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی