flashbulb
لامپ پرنور فلاش عکاسى
کلمات مشابه

flashed filament
الکترونيک : افروزه تابديده

flasher
الکترونيک : چشمک زن

flashily
ازروى خودنمايى ياخودفروشى ،جلوه کنان

flashiness
خودنمايى ،خودفروشى ،تظاهر

flashing over
الکترونيک : جهش جرقه

flashingpoint
درجه اى ازگرماکه دران بخارمايعات فرارميسوزد

flashlight
لامپ عکاسي , چراغ قوه

flashlight battery
علوم مهندسى : باطرى چراغ قوه

flashlight signal
علوم مهندسى : سيگنال چراغ قوه

flashover
تخليه الکتريکى غير عادى ،صاعقه ،برق

flashy
نمايشي , زرق وبرقي

flask
بغلي , دبه

flasket
سبدرخت شويان ،سبدگازرى ،دبه کوچک

flat
لوس , تخت , صاف , پنچر , مسطح

flat affect
روانشناسى : افت عاطفى

معنی flashbulb به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی