feudality
تيول
کلمات مشابه

feudist
متحد دشمن

fever
حمي , تاب و تب , حما , تب دار کردن

fever alleviation
بريدن تب

fever and chill
تب و لرز

fever medicine
تب بر

feverish
تب دار , تبدار

feverous
درحال تب

few
معدود , کم , انگشت شمار , کمي

fez
فس

fiance
نامزد

fiasco
ناکامي

fiber
ليف الياف , ليفک , الياف پارچه

fiberboard
ورقه فيبر

fiberglass
پشم شيشه , پشمشيشه

fiberize
فيبر کردن , ليفي کردن

معنی feudality به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی