estival
صيفي
کلمات مشابه

estoc
يکجورشمشيرکوتاه

estonian
زبان استوني

estop
منع کردن ،مانع شدن ،مسد.د کردن

estoppel
مانع قانوني برايانکارپس ازاقرار

estovers
لوازم ،ضروريات ،چوب ياهيزم که اجاره دارميتواندازملک موجربردارد

estrade
صحن ،صفه ،سکو

estrange
دورکردن , بيگانه کردن

estrangement
غربت ،بيگانه کردن ،بيگانگى

estray
جانوراواره وبى صاحب

estreat
ازدفاتراستخراج کردن وبراى تعقيب بدادگاه دادن

estrogen
استروژن

estrous
فحلي

estrous cycle
دوره فحلى

esturm
مرحله تحريکات جنسى زنان که دران زن ميل به نزديکى بامرد وقابليت ابستن شدن رادارد

esurience
گرسنگى ،حرص ،از،پرخورى ،ولع ،جوع

معنی estival به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی