equinoxes
علوم دريايى : اعتدالين
کلمات مشابه

equip
مجهز کردن , تجهيز کردن

equip with arm
مسلح شدن

equipartition principle
شيمى : اصل هم بخشى

equipment
تجهيز , ساز وبرگ , سامان , اثاثيه

equipment bag
ورزش : ساک دستى بازيگر

equipment bay
کامپيوتر : محفظه يا جعبه اى که تجهيزات الکترونيکى در ان نصب مى شود

equipment compatibility
همسازى تجهيزاتى

equipment failure
خرابى تجهيزاتى

equipment reserve
علوم نظامى : ذخيره تجهيزاتى

equipoise
متوازن کردن , متعادل ساختن

equipoised
دنگادنگ

equipollence
برابرى درمعنى ياقوه ،تعادل

equipollent
هم نيرو , هم معني , هم قوه

equiponderance
هم وزنى ،هم سنگى

equiponderant
هم وزن , همسنگ

معنی equinoxes به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی