entering group
شيمى : گروه وارد شونده
کلمات مشابه

entering through
علوم مهندسى : مجراى دخول

enteringthe room he silmed
باطاق درامده لبخندزد

enteritis
اماس روده

enterocele
فتق روده

enterography
شرح روده ها

enterology
روده شناسي

enteron
لوله هاضمه ،روده

enteropathy
ناخوشى روده اى

enterotomy
روده شکافى ،عمل روده

enterpreneur
کامپيوتر : شخصى که يک سازمان تجارى را پايه گذارى کرده و اداره مى کند

enterprise
مبادرت بکاري کردن , عزيمت , اقدام مهم , امرخطير

enterprising
متهور،متوکل

enterprisingly
باتهوردرکار،ازروى توکل

entertain
تفريح دادن , سرگرم کردن , پذيرايي کردن , مهماني کردن از

entertainable
قابل پذيرائى و يا نگهدارى

معنی entering group به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی