encrinite
(ز.ش ).سنگواره خارپوست سوسنى
کلمات مشابه

encroach
دست درازي کردن

encroach (up) on
قانون ـ فقه : سو استفاده کردن از

encroachment
دست اندازي , حد شکني

encroachment and waste
قانون ـ فقه : تعدى و تفريط

encrust
روکش کردن ،با پوسته يا قشرى پوشاندن ،بشکل پوسته در اوردن

encrustment
قشر،ورقه ،اندود،پوشش

encryption algorithm
کامپيوتر : الگوريتم پنهانى کردن

enculturation
روانشناسى : فرهنگ اموزى

encumber
سنگين کردن ،اسباب زحمت شدن ،دست و پاى(کسى را )گرفتن ،باز داشتن

encumbrance
بار،قيد،مانع ،اسباب زحمت ،گرفتارى ،گرو

encumbrancer
مدعى ملک ،طلبکارخانه

encyclic
بدست چندنفر رونده ،عمومى ،دورى ،بخشنامه پاپ

encyclical
بدست چند نفر گشته ،عمومى ،وابسته به بخشنامه پاپ

encyclopaedia
دايره المعارف ،فرهنگ جامع ،کتاب حاوى

encyclopaedic
وابسته به دايره المعارف ،جامع ،حاوى

معنی encrinite به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی