early spring
علوم نظامى : سيستم جنگ افزار ماهواره اى ضد شناسايى
کلمات مشابه

early springtime
نو بهار

early start (ec)
عمران : زودترين زمان شروع يک فعاليت

early warning
پيش آژير

earmuff
گوش پوش

earn
درآمد درآوردن , امرار کردن , دخل داشتن , کسب معاش کردن , کاسبي کردن , درآمد داشتن , دخل کردن

earned
عايده

earned rate
بازرگانى : نرخ تصاعدى نزولى

earned run
ورزش : کسب امتياز پيش از سوزاندن سومين نفر

earned run average
ورزش : ميانگين امتياز کسب شده

earnest-money
بيعانه

earnestly
جدا"،باشوق و سرگرمى

earnestness
شوق ،سرگرمى ،جديت

earning
دخل , مداخل , امرار , عايد

earning a living
ارتزاق

earnings
عايدات , عايدي , مداخل

معنی early spring به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی