defensive war
قانون ـ فقه : جنگ دفاعى
کلمات مشابه

defensive wrestler
ورزش : کشتى گير دفاعى

defensiveness
روانشناسى : حالت دفاعى داشتن

defensor
وکيل مدافع

defer
عقب انداختن ،بتعويق انداختن ،تاخيرکردن ،تسليم شدن ،احترام گذاردن

deference
تن دردهى ،تسليم ،تمکين ،احترام(گذارى)

deference need
روانشناسى : نياز دنباله روى

deferent
بيرون برنده

deferential
باحرمت ،محترمانه ،از روى احترام

deferentially
از روى حرمت

deferment
تعويق ،تاخير

deferred
دير فرست

deferred address
کامپيوتر : يک ادرس غير مستقيم

deferred dower
قانون ـ فقه : مهر موجل

deferred exit
کامپيوتر : انتقال کنترل به يک زيربرنامه در زمانى که قابل پيش بينى نبوده و حادثه اى غير مترقبه ان را مشخص مى کند

deferred expense
قانون ـ فقه : هزينه هاى پيش بينى شده اى که هنوز موعد پرداختشان نرسيده است

معنی defensive war به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی