decumbent
گياه خزنده
کلمات مشابه

decuple
ده گانه ،ده برابر کردن

decurion
رئيس دسته ده نفرى

decurrent
پايين افتاده

decurved
داراى انحنا به پايين ،خميده بپايين

decury
دسته ده تنى

decus
کامپيوتر : Digital Equpment Computer Users Societyانجمن استفاده کنندگان تجهيزات کامپيوترى

decussate
چليپاوار قطع کردن ،تقاطع ،يکى در ميان يا بشکل >ضرب در <بودن ،يکى در ميان

decussation
تقاطع ،شکل(ضربدر)

dedicate
وفق دادن , اهداء کردن , وفق کردن

dedicated
وقف شده

dedicated computer
کامپيوتر : کامپيوتر اختصاصى

dedicated device
کامپيوتر : دستگاه اختصاصى

dedicated file server
کامپيوتر : خدمتگذار فايل اختصاصى

dedicated lines
کامپيوتر : خطوط اختصاصى

dedicated system
کامپيوتر : سيستم اختصاصى

معنی decumbent به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی