decouple
علوم هوايى : جدا کردن يا قطع ارتباط بين اجزاء يک سيستم
کلمات مشابه

decoy
وسيله تطميع

decoy shooting
ورزش : شکار به کمک مرغ دام

decoy-bird
دونه ،مرغ دام

decoy-duck
مرغابى اى که مرغان ديگر رابدام مياندازد

decoyer
دام نهنده ، (شريک ) دغاباز

decrease
کاهش يافتن , کسر کردن , نقصان يافتن , کاست , تخفيف يافتن , کم کردن , کاهش دادن , نقص , کم شدن , تقليل , کاستن , تنزل

decrease endorsement
بازرگانى : تصديق يا تائيد کاهش

decreased
کاسته

decreasing
نقصان

decreasing cost
بازرگانى : هزينه نزولى

decreasing cost industry
قانون ـ فقه : هزينه نزولى صنعتى

decreasing function
بازرگانى : تابع نزولى

decreasing marginal efficiency of capita
بازرگانى : کارائى نهائى نزولى سرمايه

decreasing marginal productivity
بازرگانى : بهره ورى نهائى نزولى

decreasing order
ترتيب کاهنده

معنی decouple به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی