declaredly
بطور اعلام ،با اظهار قطعى
کلمات مشابه

declaring as unlawful
قانون ـ فقه : تحريم

declaror
اظهارکننده

declass
جداکردن از طبقه ،کسى راازطبقه اجتماعى محروم کردن

declassified cost
قانون ـ فقه : هزينه کالاى توليد شده که در ان سهم هر يک از عوامل توليد مشخص شده باشد

declassify
غير محرمانه کردن

declension
صرف کلمات ،عدم قبول چيزى بطورمودبانه

declinable
صرف کردني

declinate
اريبي

declination
انحراف

declinatory
انحطاطى ،داراى تمايل

declinature
امتناع

decline
انحطاط , رو به زوال بودن , کاهش , شيب پيدا کردن , تنزل , تنزل دادن , زوال يافتن , از مد افتادن , امتناع کردن , انقراض , افول

decline board
ورزش : پيش تخته ژيمناستيک

decline in economic usefulness
قانون ـ فقه : depreciation

decline of water
معمارى : افت سطح ايستايى اب

معنی declaredly به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی