crock
سبو،خمره
کلمات مشابه

crockery
ظروف گلي , بدل چيني

crocket
قلابدوزى

crocodile
مگرمج , سوسمار , تمساح , پوست سوسمار

crocodile tears
اشک دروغي

crocodile-like
سوسماروار

crocodilian
وابسته به خانواده تمساح يانهنگ ،سوسمارى ،نهنگى

crocus
(گ.ش ).زعفران ،(ز.ع ).طبيب شارلاتان

crocus cloth
علوم هوايى : پارچه زبرى که اکسيد فريک قرمزرنگ ظريف و ريزساينده اى روى سطح ان قرارگرفته و براى جلا دادن فلزات بکار ميرود

crocus martis
زعفران الحديد

crocus sativus
زعفران

croddhatching
کامپيوتر : بطور اريب سايه زدن

croesus
کراسوس : پادشاه يونان ،ادم بسيار دارا

croft
زمين قابل کشت پيوسته بخانه ،مزرعه ،باغچه

croise
ورزش : عبور تيغه شمشير به شکل خاص

cromlech
ساختمان سنگهاى ماقبل تاريخى بشکل تپه

معنی crock به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی