crinkle
زيگ زاگ
کلمات مشابه

crinkum-crankum
چيزپرپيچ وخم

crinoid
لاله وش , زنبق مانند

crinoline
دامن پف کردن ،پارچه اهاردار وزمخت

cripple
عاجز , زمين گير

crippled majority
ورزش : اکثريت پياده اى فلج

crippler
فلج کننده

crippling
فلج کننده

crippling test
علوم مهندسى : ازمايش لهيدگى

crisfate
داراى حاشيه موجى

crisis
بحران

crisp
مجعد شدن ،موجدارکردن ،حلقه حلقه کردن ،چيز خشک وترد،ترد،سيب زمينى برشته

crispation
پيچ ،موج ،انقباض

crispiness
تردي

crisping
پیچ

crisping-iron
فرزلف

معنی crinkle به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی