crimpy
چروک دار
کلمات مشابه

crimson
قرمز سير , جگري , جگري رنگ , لاکي

cringe
چندک زدن

cringle
حلقه طنابى ،طناب حلقه شده

cringle 2
علوم دريايى : حلقه زدن

crinite
مودار،مويى

crinkle
زيگ زاگ

crinkum-crankum
چيزپرپيچ وخم

crinoid
لاله وش , زنبق مانند

crinoline
دامن پف کردن ،پارچه اهاردار وزمخت

cripple
عاجز , زمين گير

crippled majority
ورزش : اکثريت پياده اى فلج

crippler
فلج کننده

crippling
فلج کننده

crippling test
علوم مهندسى : ازمايش لهيدگى

crisfate
داراى حاشيه موجى

معنی crimpy به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی