cracknel
يکجورکلوچه خشک وترد،گوشت خوک سرخ شده وخشکيده
کلمات مشابه

crackpot
(ز.ع ).ديوانه بى ازار،خل

cracksman
(ز.ع ).دزد شبانه ،شبگرد

cracky
ترک دار،ترک بردار،زودشکن ،خشک مغز

cradle
مهد , درگهواره قرار دادن , گهواره

cradle dynamometer
الکترونيک : توان سنج جعبه اى

cradle-scythe
داسى که درچهارچوب کارگذاشته باشند

cradler
ورزش : بازيگر ماهر در حفظ گوى لاکراس

cradlesong
لالايى

craft
حرفه

craft reimbursable supply
علوم نظامى : اماد قابل جايگزين مربوط به هنرهاى دستى اماد مصرف شدنى هنرهاى دستى

craft revolving fund
علوم نظامى : حساب اعتبار مربوط به اماد هنرهاى دستى اعتبار خريد وسايل صنايع دستى

craft-guild
صنف پيشه وران

craftbrother
هم پيشه ،هم صنف

craftily
محيلانه ،به نيرنگ

craftiness
زيرکى ،حيله گرى

معنی cracknel به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی