contradictorily
باتناقض
کلمات مشابه

contradictoriness
مغايرت ،تناقض

contradictory
ناقض , مباين , مغاير , نقيض , تناقض دار , متناقض

contradictory judgements
قانون ـ فقه : احکام مغاير

contradictory remark (or judgment)
قانون ـ فقه : نقيضه

contradistinction
تميز،تشخيص ،فرق

contradistinctive
متمايز

contradistinguish
فرق گذاردن( بعلت خواص متناقض ومغاير)،متمايز داشتن

contralateral
روانشناسى : دگرسو

contralateral neglect
روانشناسى : ناديده انگارى دگرسو

contralto
(مو ).زيرترين صداى مردانه ،بم ترين صداى زنانه

contramination
عمران : الودگى

contrany to my expectation
برخلاف انتظارمن

contraposition
(من ).مفهوم مخالف ،قلب مطلب بطريق منفى

contraption
تمهيد

contrapuntal
چندصدايى ،اهنگ ياترانه چند صوتى

معنی contradictorily به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی