contortionist
بندباز،کسى که بدنش را کج ومعوج ميکند
کلمات مشابه

contortive
پيچنده

contour
حدفاصل , محيط مرئي

contour analysis
کامپيوتر : تجزيه و تحليل کرانه اى

contour bund
معمارى : بند در امتداد خط تراز

contour flight
علوم نظامى : پرواز سينه مال از روى عوارض زمين پرواز در مسير عوارض زمين

contour grinder
علوم مهندسى : دستگاه سنگ پروفيل

contour map
نقشه برجسته

contour milling machine
علوم مهندسى : دستگاه فرز پروفيل

contour strip cropping
عمران : کشت نوارى برروى خطوط ميزان

contour template
علوم هوايى : مشابه سازى يک شکل دو يا سه بعدى

contour-grind
علوم مهندسى : سنگ سمباده پروفيل

contour-saw
علوم مهندسى : با طرح اره کردن

contouring
کامپيوتر : ايجاد طرح

contouring shaper
علوم مهندسى : ماشين رنده کارى

contourline
منحنى تراز

معنی contortionist به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی