commit
متعهدبانجامامري نمودن , مرتکب شدن , سر سپردن
کلمات مشابه

commit a crime
دست به جنايت زدن , جنايت کردن , جنايت مرتکب شدن , جرم کردن

commit adultery
زنا کردن

commit injustice
بي عدالتي کردن

commit suicide
خودکشي کردن , انتحار کردن , دست به خودکشي زدن , خود کشي کردن

commit treason
خيانتکردن

commit vanalism
دست به تخريب زدن

commit violence
دست به خشونت زدن

commitment
سرسپردگي

committee
مجلس مشاوره , کميسيون , کميته

committing
ارتکاب

commix
بهم ريختن

commode
گنجه کشودار , رختان , رختدان

commodious
مقرون بصرفه , بکار خور

commodities
اجناس

commodity
کالا

معنی commit به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی