coinciding
منطبق , متصادف
کلمات مشابه

coined
قانون ـ فقه : مسکوک

coiner
سکه زن ،قلب زن ،زنده

coining
ضرب

coinstantaneous
علوم مهندسى : هم زمان

coinsurance
بيمه مشترک

coinsure
بيمه اتکايى کردن

coir
ليف نارگيل ،الياف سخت وزبر

coir rope
علوم دريايى : طناب علفى

coital
کوکتل

coitus
مقاربت جنسي

Coke
کوکا

colander
صافي , سماق پالان , صاف کن

Colchester
کولچستر

colcothar
گل اخرا

cold
چاييمان , چايمان , زکام , بي حرارت , سردشدن يا کردن , سردسير , نزله , سرد , سرماخوردگي , بدون احساسات , سرما

معنی coinciding به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی