clumsiness
ناشيگري , بي عرضگي
کلمات مشابه

clumsy
بي عرضه , ناشي

clung
چسبيده ،متصل( شده)

clup
عمران : باشگاه

clupable bankruptcy
قانون ـ فقه : ورشکستگى به تقصير

clurified or run butter
روغن

cluster
خوشه مانند

cluster analysis
روانشناسى : تحليل خوشه اى

cluster compound
شيمى : ترکيب خوشه اى

cluster controller
کامپيوتر : کنترل کننده گروهى

cluster joint
علوم هوايى : اتصال خوشه اى

cluster mill
علوم مهندسى : فرزى که متشکل از دو نورد متحرک کوچک که هر کدام از انها به وسيله يک جفت نورد بزرگ حائل و به حرکت در مى ايد

cluster of galaxies
نجوم : مجموعه کهکشانى

cluster piles
مهاربند

cluster sampling
روانشناسى : نمونه گيرى خوشه اى

cluster weld
علوم هوايى : جوش خوشه اى

معنی clumsiness به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی