clear
عيان , مبرهن , صاف , ساطع , صاف کردن , معلوم , نامبهم , ناب , واضح , ترخيص کردن , غيرمبهم , مشهود , متجلي , منجلي , گويا , صريح , مبين , شفاف , بيضاء , فصيح , زلال , روشن
کلمات مشابه

clear air turbulence
علوم هوايى : اشفتگى در اسمان فاقد ابر که معمولا در ارتفاعات بالا و همراه با تغيير سرعت در نزديکى مسير خروج گازها ميباشد

clear and direct meaning of a text
قانون ـ فقه : منطوق

clear and hold
علوم نظامى : منطقه را پاک و حفظ کنيد

clear cut
روشن ،صريح

clear cutting
زيست شناسى : برش يکسره

clear eyed
پاک نظر،بصير

clear from obligation
قانون ـ فقه : برى الذمه

clear hawse
علوم دريايى : زنجيرها ازادند

clear ice
علوم هوايى : يخ شفاف

clear itself
صاف شدن ،لا افتادن

clear out
خالى کردن ،بيرون اوردن

clear the bench
ورزش : استفاده از ذخيره ها

clear the throat
سينه ساف کردن

clear timber
عمران : چوب سالم

clear to send
کامپيوتر : ترخيص به ارسال

معنی clear به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی