blood
تني , خون آلودکردن , دم , خون
کلمات مشابه

blood bank
بانک خون

blood brother
برادر خوانده

blood cancer
سرطان خون

blood cell
گويچهخون , ياخته خون

blood circulation
جريان خون

blood group
گروه خون

blood money
ديت , خونبها , ديه

blood poisoning
عفونت خون

blood presure
فشار خون

blood stone
حجرالدم

blood test
آزمايش خون

blood thirsty
تشنه بخون

blood transfusion
تزريق خون , انتقال خون

blood type
گروه خون

blood vessel
عروق خوني , عرق

معنی blood به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی