beverage
آشاميدني , نوشيدني , شربت , نوشابه
کلمات مشابه

bevy
دسته ،گروه( دختران)

bewail
سوگوارى کردن( براى)،ندبه کردن ،زارى کردن( با overيا)for

bewailing
عزاداري

bewailment
سوگوارى ،تعزيت

beware
هلا , هان , برحذر باش , زنهار دادن , ملتفت بودن , برحذر بودن , الا

beware of him
از او حذرکنيد

bewary
متهم کردن ،بدگويى کردن از،راز کسى را از روى عداوت فاش کردن

bewilder
گيج کردن

bewildered
شگفت زده , گيج , سردرگم

bewilderment
گيجي , سردرگمي , درهم ريختگي

bewitch
افسونکردن

bewitched
جادو شده

bewitchery
نيرو يا عمل سحروافسون ،سحر،افسون

bewitching
فريبنده

bewitchment
فريفتگى ،سحر،افسون

معنی beverage به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی