arrest warrant
قانون ـ فقه : قرار توقيف
کلمات مشابه

arrested
دستگير شده

arrester gear
علوم دريايى : سيم نگهدارنده

arresting
توقيف کننده ،جالب

arresting barrier
علوم نظامى : چتر کم کننده سرعت هواپيما در روى باند

arresting net stanchion
علوم نظامى : قلاب تور مهار هواپيما

arresting sheave span
علوم نظامى : محوطه ريل و سرسره مهار هواپيما

arresting system cycle time
علوم نظامى : زمان تناوب سيستم مهار هواپيما

arresting system payout
علوم نظامى : بازده سيستم مهار هواپيما

arresting system purchase element
علوم نظامى : وسيله ضربه گير سيستم مهار هواپيما

arresting system reset unit
علوم نظامى : متوقف کننده سيستم مهار هواپيما

arresting system runout
علوم نظامى : محوطه دويدن سيستم مهار هواپيما

arretted
قانون ـ فقه : متهم

arrhythmia
روانشناسى : بى نظمى

arrhythmic
بى نواخت ،(درشعر )بى وزنى ،(طب )نامنظمى ضربان نبض

arris
زاويه خارجى ،نبش

معنی arrest warrant به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی