antinational
ضد ملي
کلمات مشابه

antineuritic
(طب )برضد اماس عصب ،مخاف اماس عصبى

antinod
الکترونيک : شکم

antinomian
مخالفين اصول اخلاقى فرقه اى از مسيحيان که مخالف مراعات اصول اخلاقى بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسيحيان لطف دارد

antinomy
اظهار مخالف

antioxidant
شيمى : ضد اکسنده

antipapal
مخالف پاپ ،ضد پاپ

antiparachute ropes
ورزش : طنابهاى پايين بالون

antiparalle
شيمى : موازى ناهمسو

antiparalytic
(طب )ضد فلج ،داروى ضد فلج ،فلج بر

antipasto
غذاى اشتهااور،مشتهى

antipathetic
فاقد تمايل

antipatriotic
ضد ملي

antiperiodic
(طب )جلوگيرى کننده از نوبت و دوره ء امراض

antipersonnel
علوم نظامى : ضد نفر

antipersonnel mine
علوم نظامى : مين ضد نفر

معنی antinational به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی