ail
ازردن ،پريشان کردن ،درد يا کسالتى داشتن ،مانع شدن ،عقب انداختن
کلمات مشابه

ailanthus
(گ.ش ).عرعر،سماق چينى

ailavator
علوم هوايى : سطوح فرامين روى بال

aileron spar
علوم هوايى : تيرکى تنها درقسمتى از طول بال وجود دارد و نقاط لولا شدن فلپ به بال روى انها قرار ميگيرد

aileron station
علوم هوايى : فاصله ابتداى فلپ تا لبه ان به موازات تيرهاى اتصال ان

ailerons
علوم هوايى : شهپرها

ailing
ضعيفالبنيه

ailment
نقاهت

ailurophobia
روانشناسى : گربه هراسى

aim
مرام , مقصد , کام , نشانگاه , مقصود , نشان , نشانه گرفتن , هدف گيري کردن , نصبالعين , قراول رفتن

aim-7 (sparrow)
علوم نظامى : موشک اسپارو

aim-9 (sidewinder)
علوم نظامى : موشک سايدويندر

aiming
هدف گيري , نشانه روي

aiming circle
علوم نظامى : زاويه ياب فرماندهى

aiming point
علوم نظامى : نقطه نشانى

aiming post
علوم نظامى : شاخص ،شاخصهاى نشانه روى

معنی ail به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی