agent representative
بازرگانى : عامل
کلمات مشابه

agentless
بي فاعل

agents
عمال , عوامل

agents of production
بازرگانى : عوامل توليد

agentship
وکالت ،ماموريت ،پيشکارى ،امانت ،محل نمايندگى

agerasia
روانشناسى : پير جوان نما

ages
سنين

ageum-son
ورزش : قسمت بين شصت و انگشت بيرونى دست

ageusia
روانشناسى : اختلال چشايى

agewise
سني

aggergation
شيمى : انبوهش

agglomerate
جوش آتشفشاني

agglomerating plant
علوم مهندسى : واحد يا تاسيسات زينتر

agglomerative
توده شو،داراى خاصيت تراکم ،متراکم

agglutinant
چسباننده ،التيام اور،چسب ،داروى جوش دهنده ،هواى التيام

agglutinate
:)adj.(چسباننده ،دواى التيام اور :)vt.& vi.(.چسباندن ،ترکيب کردن ،تبديل به چسب کردن

معنی agent representative به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی